جمال الدين محمد الخوانساري

151

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

يا در اوّل شب براه افتد ومراد در اينجا اوّل است چنانكه ترجمه شد يا دويم است ومراد قيام كلّ شب است بطاعت وعبادت چنانكه بعضي عبّاد را توفيق آن باشد يا تهيه وتدارك آنست از اوّل شب هر چند قيام در آخر شب باشد ، وممكن است كه « ادّلج » بتشديد دال خوانده شود وبنا بر اين معنى اينست كه در آخر شب براه افتد واين محتاج بتوجيهى نيست زيرا كه وقت نماز شب آخر شبست . 7727 من احتجّ بالحقّ فلج « 1 » . هر كه حجت گويد بحقّ فيروزى يابد ، مراد به « حجت گفتن بحق » اينست كه أو را بر دعوى خود حجت ودليل حقي باشد وفيروزى يافتن أو ظاهرست ، چه دليل حق را چارهء بغير از قبول نيست . 7728 من تقاعس اعتاق . هر كه تأخير كند منع كند ، مراد اينست كه كارها را از وقت فرصت تأخير نبايد كرد چه بسيار باشد كه بعد از آن ديگر ميسر نشود پس تأخير بمنزلهء منع وبازداشتن از آنست . 7729 من عمل اشتاق . هر كه عمل كند مشتاق گردد ، يعنى هر كه اعمال وافعال نيكو كند مشتاق گردد بمرگ وادراك جزاى آنها ، وأو را از مرگ خوفي نباشد . 7730 من اشتاق سلا . هر كه مشتاق گردد فراموش كند ، يعنى مشتاق گردد بمرگ وادراك آن نشأه ، و « فراموش كند » يعنى فراموش كند دنيا وسعى از براي آنرا وبىرغبت گردد در آن .

--> ( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « فلج فلان ( كنصر وضرب ) فلجا وفلوجا ظفر بما طلب وفاز به » .